تبلیغات
خاطرات یک خون اشام - جولی پلک از فصل چهار خاطرات یک خون آشام میگوید !!
 
خاطرات یک خون اشام
خون اشام هاباگرگینه ها دوستند
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


سلام به وبلاگ خاطرات یک خون اشام خوش آمدید این وب فقط راجب این سریال وکتاب هایش است وهر مطلبی که راجب آن ویا بازیگران آن باشد را برای شما می گذارم باتشکر از همه کسانی که وارد وب میشوند مدیروبلاگ: النا گیلبرت
این ایمیل برای نظرات وانتقادات استasalbano44@gmail.com

مدیر وبلاگ : elena iy
نظرسنجی
به نظر تون اخر این فصل چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟






جولی پلک از فصل 4 خاطرات یک خون آشام میگوید !


Julie plec در مصاحبه جدیدش با ZAP2IT از فصل ۴ گفته وبه سوالات زیادی درباره مثلث های عشقی ,بانی و وضعیت جدید تایلر و البته الینا جواب داده.
ZAP2IT : در فصل ۲ قصه درباره تبدیل شدنه قشنگ و زیبا کرولاین به خون آشام بود آیا شما همون قصه را برای الینا در نظر دارید؟ یا باید منتظر داستان جدیدی باشیم؟
Julie plec: فکر میکنم تفاوتش اینه که الان دو تا خون آشام داریم, دوتا برادر که هر کدوم به یک اندازه عاشق این دختر هستند و نظرات خیلی مهم و متفاوتی درباره خون آشام بودن دارند.


چیزی که ما در این سه سال و به خصوص در فلش بک های ۱۹۱۲ در این فصل دیدیم اینه که هیچ کدوم از اون ها (دیمن و استفان) زندگی کاملا سالم خون آشامی نداشتن. دیمن قبل از این که بفهمه چه طوری می تونه خوش گذرونی کنه برای ۵۰ سال زندگی تلخ و اسف باری داشته و استفان هم شیطان صفتی خودش را داشته و یک درنده بوده.
اون ها هر دوتاشون میدونن چه طور باید به الینا کمک کنن.روش استفان برای کرولاین خیلی موفق بوده و ما خواهیم دید که چه طور استفان سعی می کنه تا به الینا هم آموزش بده در حالی که دیمن روش کاملا متفاوتی را پیش می گیره.
ما شاهد کشمکش و دعوا های زیادی در مورد این روش های متفاوت خواهیم بود.
ZAP2IT: قبلا دیدم که مرودیت از دیمن خون گرفته بود ولی واقعا مرودیت از خون چه کسی برای تبدیل الینا استفاده کرده؟
Julie: این خیلی سوال خوبیه و جوابش را وقتی که فصل ۴ بیاد می فهمیم.
ZAP: گروه نویسندگان درباره این که الینا توی این قسمت دیمن را انتخاب کنه یا استفان را ,اختلاف نظر نداشتند؟ یا همه موافق بودند که باید استفان را انتخاب کنه؟!
Julie: ما می دونستیم که در آخر الینا به عنوان یک انسان ,استفان را انتخاب می کنه و می خواستیم که این اتفاق در آخرین قسمت بیافته ولی الینا دیگه یک انسان نیست.وقتی که از خواب بیدار بشه ,تمام خاطرات فراموش شده اش را به یاد میاره و اون یک زندگی پر فراز و نشیب پیش رو داره.کی می تونه بگه که این موضوع چه تاثیری روش میذاره؟ کی میتونه بگه که اون به چه جور فردی تبدیل میشه؟و چه طوری اون را نسبت به کسایی که دوستشون داره تحت فشار قرار میده؟!
من نمی گم که اون فورا میپره توی بغل دیمن. مسلما این طور نیست ولی این خودش یک مشکل بزرگ خواهد شد.
ZAP: بوسه الینا و استفان اولین بوسه اون ها توی این فصل بود
Julie: ما واقعا می خواستیم که الینا و استفان بعد از یک فصل وحشتناک دوباره به هم برگردن.
النا قهرمان زندگی استفان بوده ,اون برای استفان جنگید حتی وقتی که واقعا استفان ارزشش را نداشت تا براش بجنگه.الینا اومد و بهش گفت:” من هیچ وقت از دوست داشتن تو دست بر نمی دارم.”
وقتی که ما سال پیش داشتیم قسمت The Last Dayرا می نوشتیم ,می دونستیم که استفان قراره به چه سمتی بره و این که اون قسمت احتمالا میتونست آخرین قسمت عاشقانه برای اون ها باشه.و بعد همه چیز افتضاح و جهنمی شد. به خاطر همین در آخر داشتن یک صحنه کوتاه عاشقانه برای اون ها دوست داشتنی بود.
ZAP:فلش بک اولین ملاقات دیمن و الینا خیلی همه طرفداران را شوکه کرد.فکر میکنید دلیلش چی بود که این صحنه را داشتیم و چه طور میخواد داستان را پیش ببره؟
Julie: این خیلی چیز ها را با خودش به همراه داره. وقتی دیمن خودش را نشون داد ,خیلی چیزها درباره الینا میدونست و همیشه این سوال وجود داشت که اون کجا بوده و دنبال چیه؟! چه طور همه این چیز ها رو میدونه؟ اون اتفاقی و بی دلیل به میستیک فالز نیومده بود. ما همیشه گفتیم که یک روز می فهمیم اون میخواد چی کار کنه و برای همین چیزی به دیمن دادیم تا به خاطرش بجنگه.
ریک فنا ناپذیر و ۱۰۰۰ میلیون برابر قوی تر از دیمنه و دیمن را بی وقفه میزنه و دیمن چیزی برای از دست دادن نداره. ولی همین چیز کوچکی که الینا بهش گفته” شاید اگه من و تو اول همدیگر را دیده بودیم…”الینا اون وقت میخواست فقط اوضاع رو ماست مالی کنه ولی دیمن این خاطره را داره و باعث میشه تا دوباره بجنگه.من عاشق اون صحنه ام که ریک میخواهد یک چوب را توی بدن دیمن فرو کنه و اون با خودش میگه : “میدونی چیه! امروز نمی خواهم بمیرم”
ZAP: بانی این قسمت را تحت کنترل داشت و به کلاوس کمک کرد تا وارد بدن تابلر بشه. آیا این یک عکس العمل به این بود که توی کل سال پس زده شده بود یا تاثیر جادوی سیاهی بود که هفته پیش اجرا کرد؟
Julie : مطمئنا به خاطر این بود که کل سال کنار گذاشته شده بود . این بانیه که میگه: من دیگه بازیچه شما نیستم. من را دست کم نگیرید و بهم نگید که باید چه کار بکنم” من فکر می کنم این که جادوگر ها اون را به سمت ریک فرستادند بدجوری اون را سوزونده. به خاطر این که اون همیشه در تلاش بود تا قدرتش را ضد خون آشام ها به کار بگیره و حالا همون طور که خودشون میگن”خواهران” اش بهش خیانت کردند و بانی با خودش میگه:”هی ,ببین, من توانایی این را دارم که یک کارهایی بکنم,لعنت بهش ولی من این کارو میکنم”
برای رسیدن به یک همچین قدرتی اون بیشتر در تاریکی فرو میره و وقتی که قسمت بعدی بیاد میتونم تصور کنم که جادویی را خواهیم داشت که مانع از تبدیل شدن الینا بشه. این سوال وجود داره که باتی تا چه حدی پیش میره که به دوستاش کمک کنه و انعکاس و عواقب این کار ها چه چیزی خواهد بود.
ZAP: کلاوس الان به بانی مدیونه؟ یا اون هیچ وقت چیزی به کسی بدهکار نیست؟!!
Julie:من فکر می کنم که این اتفاق یک کمی رابطه کلاوس و بانی را عوض می کنه.
ZAP: وقتی که تابلر داشت با کرولاین خداحافظی میکرد و درباره آینده زیبا باهاش حرف میزد, اون کلاوس بود که این ها را می گفت؟
Julie: بله, اون گفته که “تو ریبایی و یک آینده فوق العاده خواهی داشت.” این یک گفت و گوی همیشگی بین کلاوس و کرولاین بوده. به خاطره همین خواستیم که که یک اشاره کوچک بهش داشته باشیم. کسی که همه اون احساسات و عشق بازی ها رو داشت کلاوس بود نه تایلر.
ZAP: ما ندیدیم که بدن کلاوس به خاکستر تبدیل بشه . به خاطر همین من حدس میزنم که هنوز یک نقشه هایی برای نگه داشتن جوزف مورگان وجود داره.
Julie: آره اون جا یک فرصت افسانه ای وجود داره که به احتمال ۹۹/۹% جسد توی تابوت نسوخته باشه.
ZAP: تا قبل از این که کلاوس دوباره به بدن خودش برگرده آیا اون یک کمی با بدن تایلر خوش گذرونی میکنه؟
Julie :آره اون میخواهد که موندنش را یک کمی طولانی کنه ,حداقل توی قسمت اول. اگر بخوام توضیحی راجع بهش بدم باید بگم که یک اتفاقاتی بین تایلر و کرولاین توی قسمت اول می افته که در واقع بین کلاوس و کرولاینه. پس چیزهای جالبی را خواهیم دید.
ZAP: میدونم که گفتی استفان و الینا دوباره می خوان رابطه شون را شروع کنن ولی الان توی ذهن استفان چی میگذره؟ اون به تصمیم هایی که گرفته چه طور نگاه میکته؟اون توی صحنه آخر بدجوری داغون بود.
Julie: استفان به دلایل زیادی داغون شده. مرودیت خبر را بهش داده و بنابراین لحظه ای که کنار جسد الیناست به عنوان یک انسان داره براش عزاداری میکنه و این که سرانجام نتونسته اون را از چیزی که واقعا نمیخواسته,یعنی تبدیل شدن به خون آشام نجات بده.
این یک وزنه سنگین براش میشه و بدجوری حال دیمن را می گیره که یعنی به هیچ کس ربطی نداره که اون به جای نجات دادن الینا مت را نجات داده.
استفان سنگینی این بار را که چه کاری درست بوده که باید برای الینا انجام میداده را به دوش میکشه.این کاری بود که الینا از استفان خواست و استفان همیشه میذاره که الینا تصمیمش را خودش بگیره. اگه الینا به عنوان خون آشام تصمیم های غلطی بگیره , ما تغییر را در استفان میبینیم و این که چه احساسی نسبت به کمک کردن به الینا خواهد داشت. فکر میکنم که ما نگاهی به جنبه دیگه ای از استفان خواهیم داشت.جایی که همه اش عشق نیست و استفان خودش را از تصمیم الینا کنار میکشه و دیگه منطقی نیست. چون الینا دیگه الینا نیست.
zap: بعنی شما میگید مثلث های عشقی توی این فصل قوی تر از فصل های قبل میشوند؟
julie :بله. خودم را بدجوری توی خطر می اندازم ولی می گم بله.
مردم شاید از این مثلث عشقی خسته شده باشند و یا شاید به نظرشون تلخ و عذاب آور باشه ولی ایده اصلی این فیلم دو تا برادر خون اشام بوده که عاشق یک دختر هستن. این چیزیه که ما باهاش داستان را شروع کردیم و همیشه هم در “خاطرات یک خون آشام” باقی می ماند.بعضی وقت ها این موضوع خیلی خودش را نشان میداد و حالا با خون آشام شدن الینا تازگی بیشتری پیدا می کنه. این همه چیز را تغییر میده و باعث میشه تا ما سوالات جدیدی را بپرسیم. باعث میشه تا مسائل عمیق تر بشوند. این یک قسمتی از پرسه بزرگ شدنه و وقتی که کاراکتر های ما می خواهند فارغ التحصیل بشوند و برای زندگی شان تصمیم بگیرند , مثل این که : من به کالج میرم؟ من شهرم را تزک می کنم؟ دوست پسر دبیرستانیم ,دوست پسر دانشگاهیم هم میشه؟ و همه این مسائله مربوط به زندگی بستگی به این داره که الینا با دیمن باشه یا استفان.

 





نوع مطلب : خاطرات یک خون اشام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 شهریور 1391
پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:57 ب.ظ
I have read so many articles or reviews concerning the blogger lovers but this post is actually a good post, keep
it up.
جمعه 11 فروردین 1396 12:15 ق.ظ
Heya i am for the primary time here. I found this board and I to find It
really helpful & it helped me out a lot. I'm hoping to provide one thing back and
help others like you helped me.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ELENA